فردی به نام بیژن زرسازگار

برای معالجۀ زخم معده ام دو هفته پیش از یه مطب برای ساعت ۶ بعد از ظهر امروز وقت گرفتم . از غربی ترین نقطۀ تهران با کلی دردسر تا مرکز تهران رفتم . ساعت ۷:۳۰ بعد از ظهر منشی مربوطه با حالتی تمسخر آمیز در حال صحبت با دکتر می گفت : "دکتر واقعاً تشریف میارین؟ اینجا خیلی شولوغ پولوغه هااااا" . تازه متوجه شدم که علت درد معده ام یه عده آدم شبیه همین "پزشک نما"ست. مطمئن شدم که این آقا نه تنها مشکلی از من رو حل نمیکنه ... یه مشکل روانی هم به مشکلاتم اضافه میشه .کسی که به چند ساعت زمان حداقل ۲۰ نفر بیمار که از چند روز قبل وقت گرفته اند ، اهمیتی قائل نمیشه ... انسان نیست . با کمال خرسندی از اون لونه مرغی که اسمش رو مطب گذاشته بودند بیرون زدم ، خوشحال از اینکه با تحمل اون شرایط ، رفتار جامعه پزشکی کشور رو نسبت به بیماران (بعضاً درمانده) تایید نکرده بودم ، در افق ناپدید شدم . ترجیح میدم بمیرم ولی یه همچین توهینی رو تحمل نکنم . آی لاو یو پی ام سی .

تا ساعاتی دیگر

 

مراسم تعلیف رئیس جمهور !!!

 

این قصه سر داراز دارد

 

شمغدری (در سینما)=تاج (در فوتبال)=...

ای بدجنس

"وقتی آقای شجریان کار نمی‌کند من هم نمی‌توانم کار کنم."

از آقای افتخاری این جمله اصلاْ بعید نبود . هر کسی یه دوست اصفهانی داشته باشه ُ این جور "روغن ریخته خرج امامزاده کردن" ها رو زیاد دیده .

نقل از تابناک

عقابانی در آشیانۀ کرکس

 

این مطلب رو در مورد کوهنوردان ایرانی که در پاکستان دچار مشکل شدند بخونید و ...

به نقل از تابناک

خدا ، مستِ قدرت

 

خدایا سلام

میدونم برات خیلی سخته که اجازه بدی ما ها یه نفس راحت بکشیم . ولی باز ازت خواهش میکنم : لطفاْ اجازه نده بچه ها پدر و مادرشون رو از دست بدن . سخته . والله سخته .

به موت قسم یه روز خوش نداریم . همش نگرانی . غصه . این سرطان چیه ؟ چه کمکی بهت میکنه ؟ خوب اگه قرار بود همه رو بکشی ، چرا آفریدی ؟ ماشالله هزار ماشالله دیگه سنی ازت گذشته . بچه که نیستی . حالا همه اختیارا افتاده دستت . بزن دهن ملت رو سرویس کن . نکن دیگه !