فردی به نام بیژن زرسازگار
برای معالجۀ زخم معده ام دو هفته پیش از یه مطب برای ساعت ۶ بعد از ظهر امروز وقت گرفتم . از غربی ترین نقطۀ تهران با کلی دردسر تا مرکز تهران رفتم . ساعت ۷:۳۰ بعد از ظهر منشی مربوطه با حالتی تمسخر آمیز در حال صحبت با دکتر می گفت : "دکتر واقعاً تشریف میارین؟ اینجا خیلی شولوغ پولوغه هااااا" . تازه متوجه شدم که علت درد معده ام یه عده آدم شبیه همین "پزشک نما"ست. مطمئن شدم که این آقا نه تنها مشکلی از من رو حل نمیکنه ... یه مشکل روانی هم به مشکلاتم اضافه میشه .کسی که به چند ساعت زمان حداقل ۲۰ نفر بیمار که از چند روز قبل وقت گرفته اند ، اهمیتی قائل نمیشه ... انسان نیست . با کمال خرسندی از اون لونه مرغی که اسمش رو مطب گذاشته بودند بیرون زدم ، خوشحال از اینکه با تحمل اون شرایط ، رفتار جامعه پزشکی کشور رو نسبت به بیماران (بعضاً درمانده) تایید نکرده بودم ، در افق ناپدید شدم . ترجیح میدم بمیرم ولی یه همچین توهینی رو تحمل نکنم . آی لاو یو پی ام سی .
دلم میگیره از تصور روزی که نیستم .