تحفۀ نطنز
تا وقتی به دردشون بخوری ، خوش قلبی و احساساتی و مهربون . ولی تا کاری بکنی که دوست نداشته باشن ، میشی ساده لوح و بوووووووق و "گلابی" .
تا وقتی به دردشون بخوری ، خوش قلبی و احساساتی و مهربون . ولی تا کاری بکنی که دوست نداشته باشن ، میشی ساده لوح و بوووووووق و "گلابی" .
تا اونجائی که من میدونم ، ایجاد شغل تعریف خاصی داره و از یه مراحلی شبیه این چیزی که پایین مینویسم تشکیل میشه :
شناسائی تقاضا و بازار
تدارک سرمایه مورد نیاز
ایجاد فضا ، امکانات و تاسیسات
تامین مواد و ....
تعریف و طراحی مشاغل
جذب نیرو و ....
ولی چیزی که اخیراً دیده میشه اینه که یک سری کارهای من-درآوردی ایجاد شدند که نه آنچنان ارزش افزائی ای دارند و نه نشانه ای از نگاه ریشه ای و بلند مدت ، در مقوله اشتغال درشون هست . مثلاً همین پارکبانها : چند نفر که تو خیابون می چرخند و از مردمی که در حال پارک کردن ماشینشون هستند پول میگیرند . مثلاً همین دفتر خدمات شهری : تا دیروز مردم برای تعویض پاسپورت به اداره گذرنامه مراجعه میکردند و با پرداخت مبلغی پاسپورتشون رو تعویش می کردند.اما حالا باید به این دفاتر رفت و بار پرداخت مبلغی به ایشون و پست و ... کارشون رو راه بندازن.
در همین راستا یه شغل جدید به ذهن بنده رسیده که از همین جنسه . امیدوارم به گوش مسؤلا برسه :
جوونای بیکار در دسته هایی با تعداد مشخص در مقابل عابر بانک های پر تردد تجمع کنند و تشکیل صف بدهند. بعد هر کس که برای انجام کارش به عابر بانک مراجعه کرد مواجه میشه با صف و برای اینکه کارش زودتر انجام بشه در ازای پرداخت مبلغی نوبت نفر اول رو (که همون شاغل طرح بنده است) بخره . اینجوری هم یه عده شغل پیدا میکنند ، هم کار مردم زودتر راه می افته !!!! . در آینده هم میشه از این طرح در موارد دیگه ای هم استفاده کرد . نونوائی ها . بی آر تی و ...
آخرش این استرس امتحان منو میکشه .