منم-منم
یک از ناتوانی های من در اینه که می خوام مشکلاتم رو با روش های سنتی! حل کنم . دعوا . قهر . جر و بحث . خیلی وقتا تفاوتی بین یک اختلاف نظر ساده و یک ماجرا که محله های خشن به چاقو کشی ختم میشه رو ، نمی فهمم . انگار تمام کسانی که با من بحث میکنند ، این کار رو بر اساس کینه ای دیرینه و برنامه ریزی شده انجام میدهند . در صورتی که اینطور نیست . مشکل از خودمه . من کوچکم . آدمای کوچیک (مثل خودم) فکر میکنند که نظر خودشون درسته . خوب بالتبع با نظرات دیگران مخالفت میکنند . اما برنده کسیست که راه درست رو ، جدا از اینکه نظر چه کسی بوده انتخاب کنه و خیلی خودش رو پیغمبر تصور نکنه . صلوات
دلم میگیره از تصور روزی که نیستم .