ديگه خيلي از كارا از روال خارج شده بود . هر بار رفتن و برگشتن به شركت نزديك ۶ ساعت طول ميكشيد . شركت زمين كشاورزي كنار زمين شركت رو اجاره كرد و تبديلش كرد به پاركينگ اسب ها و شتر ها .

     همين كه چند روز از اجراي اين طرح گذشت . مديران و دست اندركاران متوجه شدند كه بايد ساعات كار رو عوض كنند . چون نميشد براي ۸ ساعت كاركرد ، ۶ ساعت تو راه بود .

    دوباره كميته تشكيل شد و تصميم گرفت كه كاركنان اول هفته سر كار بيان و ۴ شنبه آخر وقت هم برگردند . يعني شبها تو شركت بمونند .

    اعتراض ها شروع شد . هر كسي يه چيزي مي گفت . من اولين نفري بودم كه به فكر راه انداختن اتاق خواب تو محل دفترم بودم . يه راديو كوچيك ، يه قوري برقي ، يه متكاي كوچولو و از همه مهمتر يه شلوار كردي فرد اعلاء