ساعت ۷:۴۵ صبح شنبه

     کیلومتر ۱۵ جاده مخصوص کرج

    مسئول امور ترابری شرکت خطاب به یکی از زیر دست ها : "آیا آن توده غبار را می بینی ؟ گویا کاروان پونک از راه میرسد .

زیر دست : "آری هم ایشانند . قاطر مهندس فندقلو از دور نمایان است ."

مسئول ترابری : "مهتر را بخوان تا مهیای تیمار گردد ."

زیر دست : "باشد . خود نیز به یاریش می روم . باشد که در پاداش آخر ماهم تاثیر گذارد"

ادامه دارد ....