پيشرفت مرتجعانه (3)
ساعت ۷:۴۵ صبح شنبه
کیلومتر ۱۵ جاده مخصوص کرج
مسئول امور ترابری شرکت خطاب به یکی از زیر دست ها : "آیا آن توده غبار را می بینی ؟ گویا کاروان پونک از راه میرسد .
زیر دست : "آری هم ایشانند . قاطر مهندس فندقلو از دور نمایان است ."
مسئول ترابری : "مهتر را بخوان تا مهیای تیمار گردد ."
زیر دست : "باشد . خود نیز به یاریش می روم . باشد که در پاداش آخر ماهم تاثیر گذارد"
ادامه دارد ....
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مهر ۱۳۸۹ ساعت 18:55 توسط تعطیل
|
دلم میگیره از تصور روزی که نیستم .