بعد از ظهر اولين چهار شنبه

همه خوشحال بودند كه بعد از 3 روز دوري از خانواده ، دارند به خونه بر مي گردند . بنا به پيشنهاد يكي از همكارها ، قرار شد من با شترم ، خانم شباويز ، رو تا يه جائي برسونم . بعد از بررسي نماينده حراست و بسيج كاركنان شركت و با در نظر گرفتن تفاوت سطح بين نشيمنگاه من و خانم شباويز ، با اين پيشنهاد موافقت شد .

شتر من يه شتر يك كوهان با پشم فرفري بژ رنگ بود . قرار شد شباويز روي كوهان بشينه و من پشت سرش ، ولي  با فاصله و در سراشيبي بين دم و نوك كوهان .

بعد كلي دنگ و فنگ و بگير و ببند ، سوار شديم و راه افتاديم . چون خونه ما تو غرب تهران بود خيلي از جاها ميتونستيم ار بيراهه و زمين هاي باير و پارك جنگلي چيتگر و اينور  و اونور بريم . اين سفر چند ساعته ما رو بيشتر شبيه سفرهاي زمان قديم ميكرد .

بعد مدتي كه به سواري مسلط شديم ، نگاه من جلب منظره روبرو شد . به به ! تكان هاي شتر و حركتهاي موزون خانم شباويز با اون هيكل بي نقصش خيلي ديديني بود . شيطون رفن تو جلدم . همينطور كه خانم شباويز داشت در مورد كارهاي روزش صحبت ميكرد ، من يه سقلمه به پهلوي شتر زدم . شتر با يه حركت سريع چند قدمي برداشت و تكون ناشي از اين حركت ، خانم رو به سمت من سر داد . همينطور كه خانم سعي ميکرد با چنگ زدن به پشم هاي شتر ، خودش رو تو محل قبلی نگه داره ، من سقلمه بعدي رو زدم و .... . اين دفعه ديگه شياويز تو بغلم بود .

يه جيغ كوتاهه زد و تمام سنگيني تنش رو ول كرد رو من . تعادلم رو از دست دادم و به سمت عقب سر خوردم . تا چشم وا كردم ، تنها چيزي كه بهش ميشد چنگ زد ، دم حيوون بود . پاهام بین زمین و هوا معلق بود و شتر با هر قدم که ور می داشت ُ یه ضربه مهلک از همونائی که باعث فوت اسب خانم شباویز شده بود به همون ناحیه ام میزد . با تمام قدرت دم حيوون رو گرفته بودم و مثل يه ميل بارفيكس عمودي سعي مي كردم خودم رو بالا بكشم . دست تقدير بر اين بود كه زمان اجابت مزاج شتر با عبور صورت من از محل خروج اين توده گرم و متعفن يكي بشه و ... . چشمتون روز بد نبينه .  

صداي قهقهه خانم شباويز و ...

 فصل ۲ :                                                * * * * * *

با سر و وضعي به هم ريخته و كثيف كليد رو تو در چرخوندم . حتي كليد هم كثيف بود . در رو كه باز كردم با كمال تعجب ديدم خانم charlize theron با تمام جذابيتش جلوم قد كشيده . گفتم حتماً از عوارض 3 ساعت تنفس اون بوي مشمئز كننده باشه . چن تا پلك محكم زدم و . يه بار ديگه نگاه كردم . نه ! مثل اينكه شهينه !