میشه یکی بگه چرا روزا اینقدر زود میگذرن ؟
بابا
یادم افتاد که دو تا مداد بلندِ قرمز و سیاه تو دستم میگرفتم و با عجله ای که نمی دونم به چه دلیل بود ، در حالی که مداد ها رو تند و تند تو دستام جابجا میکردم ، می نوشتم . صدای خوردن مداد ها به هم ، هنوز تو گوشمه . "ب"ِ کوچک باید سیاه باشه و "آ"ِ چسبان ، قرمز . آخه خانوممون گفته .
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۰ ساعت 7:38 توسط تعطیل
|
دلم میگیره از تصور روزی که نیستم .