به پاسداشت خون شهیدان جنبش سبز که یادشان گرامی باد
با تن خسته از دشنه نارفيق ، در هجوم شب بي امان
يك تنه بي رفيق رد شدي از خطر ، اي قلندر اي پهلوان
اي تو وارث رسم قلندري ، با جغداي شهر هميشه دشمني
آخرين جون پناه در شب حادثه ، با تنم همطپش،هميشه با مني
شب خنجر ، شب زنجير ، شب قداره و دشنه است
تلي از جنس خاكستر به روي غربت آينه است
شب گرگ و شب روباه ، شب وحشت ، شب كفتار
كمين كرده نگاه جغد توي سايه ، روي ديوار
گريه پهلوان از فراق پسر زد سكوت شبو پاره كرد
آتش شعله عشق بي واهمه در فضاي شب شراره كرد
تنها لحظه يورش جغد شب ، حيفِ بي صدا تو بشكني
تنها در شب ساكت و بي عبور ، اي فانوس شب تو روشني
شب كوچه ، فراموشي ، شب خاموشي فرياد
شب ناكامي شيرين ، شب خودسوزي فرهاد
توي سردابه رخوت ، من تن زخميرو درياب
بيا اي جام نوش دارو ، پس از مرگ شب سهراب
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 6:24 توسط تعطیل
|
دلم میگیره از تصور روزی که نیستم .