روزی هزار بار احساسش می کنم

وقتی کاری می کنم که می دونم دوست داره ، خوشحال شدنش رو احساس می کنم .

مثل بچه هائی که خودشون رو برا مامانشون لوس میکنن ، خودمو براش لوس میکنم .

از روحش اینقدر در من فوت کرده که ، هر موقع کار بدی کنم ، شرمنده می شم .

هر روز از بدی هام کم می کنم به خاطرش .

خدای من خیلی هوامو داره . همین که منو به هوای خودم نمیزاره ، یه جور پارتی بازی حساب میشه .

ازش ممنونم