ما ایران هر روز بدتر از دیروز
این روزا فرصت پیدا کردم که یه کم تو خیابونا پرسه بزنم . برام سخته که بگم که :
تو این ۳۲ سال اخیر ، رشد فرهنگی تو مملکت ما منفی بوده .
وقتی رفتار پدر ها رو تو ۲۵ سال پیش با رفتار امروز پسرهاشون مقایسه می کنم . بهتر که نشده هیچ بدر تر و احمقانه تر هم شده . درسته که هیچ کس نخواسته این جماعت رو تربیت کنه . آموزش بده . فرهنگ سازی کنه . ولی خوب خود آدم چی ؟..... ما به اصطلاح عقل و شعور built in در وجودمون داریم . چرا ازش استفاده نمی کنیم ؟ نمی دونم .
چند ابهام ذهن من :
۱- این نوشته هائی که دو ، سه سالی باب شده مردم تو این روزا پشت شیشه ماشینشون می نویسن ، غیر از اینکه دیدشون رو تو حین رانندگی بگیره ، فایده دیگه ای هم داره ؟
۲- امسال به یه نوآوری جدید از دانشمندان جوان عزادار دیگه هم چشممون روشن شد . ماشین ها رو گِل مالی کرده بودند . این دیگه یعنی چی ؟
۳- اقدام به عزاداری خودش به اندازه کافی سؤال برانگیز هست و استفاده از ملوی های قدیمی موسیقی اصیل ایرانی برای توحه ها موضوع رو عجیب تر و شک برانگیزتر می کنه .
۴- آیا ما از آموزه های دینی و سایر آموزه ها چیزی جز اعتلای شعور انسانها رو می خواهیم . جواب منفیه . پس چرا همه چیز داره بدتر میشه ؟ آیا این روش داره خوب کار میکنه ؟ جواب بازم منفیه . نسل های جدید به مراتب بدتر از توانائی هاشون استفاده می کنن .
۵- راستی تا حالا فکر کردین که این نوجه سرائی هائی که یه نفر عربده میکشه چند نفر هم با میکروفون با حنجره شون ریتم می دن ، با چه انگیزه ای می تونه درست شده باشه ؟
به هر حال ما غیر از اینکه بفهمیم و اجازه ندیم که مملکت و فرهنگ و آیندمون به سمت نابودی بره راهی نداریم .
دلم میگیره از تصور روزی که نیستم .