نماز شام غریبان
دیگه می ترسم از این شهر
دیگه احساس امنیت نمی کنم
هر روز خبرای بد بیشتر میشه
سرقت
حمله
فحشا
خیانت
فقر
تبعیض
ظلم
.
.
.
این شهر خطرناکه
هر لحظه امکان داره در کانون یه اتفاق جنائی قرار بگیری
شرایط هر روز بدتر و بدتر میشه
می ترسم
دیگه می ترسم از این شهر
دیگه احساس امنیت نمی کنم
هر روز خبرای بد بیشتر میشه
سرقت
حمله
فحشا
خیانت
فقر
تبعیض
ظلم
.
.
.
این شهر خطرناکه
هر لحظه امکان داره در کانون یه اتفاق جنائی قرار بگیری
شرایط هر روز بدتر و بدتر میشه
می ترسم
روزی هزار بار احساسش می کنم
وقتی کاری می کنم که می دونم دوست داره ، خوشحال شدنش رو احساس می کنم .
مثل بچه هائی که خودشون رو برا مامانشون لوس میکنن ، خودمو براش لوس میکنم .
از روحش اینقدر در من فوت کرده که ، هر موقع کار بدی کنم ، شرمنده می شم .
هر روز از بدی هام کم می کنم به خاطرش .
خدای من خیلی هوامو داره . همین که منو به هوای خودم نمیزاره ، یه جور پارتی بازی حساب میشه .
ازش ممنونم
بزرگترین آرزوی من اینه که :
نه تنها نسل انسانهای حقیقی رو به کاهش نباشه بلکه فقط نسل این انسانها ادامه پیدا کنه . چون از اونجائی که معلومه گویا آدمای بد نمی خوان خودشونو اصلاح کنند .
توضیح : انسان حقیقی مجموعه ایست از دارنده صفات زیر :
| صادق | سختکوش | نوعدوست |
| فداکار | مهربان |
پرهیزکار |
| پاک | شجاع | دادگر |
| منصف | اهل دانش آموزی | هنر دوست و هنرمند |
۲- در جهان سوم حقوق انسان ها در خیلی از موارد شبیه حقوق حیوان هاست
توضیح :
الف- منظور من از جهان اول و سوم احتمالاْ ایالات متحده و مملکت خودمون نیست
ب- در مورد ردیف ۱ ملاک اصلی حقوق انسانها در آن کشور است
ج- در مورد ردیف ۲ ملاک اصلی حقوق حیوان ها در آن کشور است
در ضمن ملاک های اصلی در ردیف ب و ج با هم مساویند .
خوب بودن در انجام کارهای متوسط بهتر از کم رنگ و متوسط بودن در کارهای بزرگ است .
چون اولی شما را به خوش درخشیدن نزدیکتر می کند و دومی به بی فروغ بودن .
واژه مقابل تنهائی چیست ؟
در جمع بودن به معنی تنها نبودن نیست .
تو با خودت تنهائی . تو با اندیشه ها و غصه ها و دلمشغولی هات تنهائی .
شاید بعد از مرگ بفهمه .
شاید
رسيده ها چه غريب و نچيده مي افتند به پاي هرزعلف هاي باغ ِ كال پرست
دلم تا روز آخر از غم کوچ شهیدان وطن افسرده خواهد ماند.
با تن خسته از دشنه نارفيق ، در هجوم شب بي امان
يك تنه بي رفيق رد شدي از خطر ، اي قلندر اي پهلوان
اي تو وارث رسم قلندري ، با جغداي شهر هميشه دشمني
آخرين جون پناه در شب حادثه ، با تنم همطپش،هميشه با مني
شب خنجر ، شب زنجير ، شب قداره و دشنه است
تلي از جنس خاكستر به روي غربت آينه است
شب گرگ و شب روباه ، شب وحشت ، شب كفتار
كمين كرده نگاه جغد توي سايه ، روي ديوار
گريه پهلوان از فراق پسر زد سكوت شبو پاره كرد
آتش شعله عشق بي واهمه در فضاي شب شراره كرد
تنها لحظه يورش جغد شب ، حيفِ بي صدا تو بشكني
تنها در شب ساكت و بي عبور ، اي فانوس شب تو روشني
شب كوچه ، فراموشي ، شب خاموشي فرياد
شب ناكامي شيرين ، شب خودسوزي فرهاد
توي سردابه رخوت ، من تن زخميرو درياب
بيا اي جام نوش دارو ، پس از مرگ شب سهراب
پس لطفاً خودتون رو لوس نكنيد و مثل يه بچه خوب زندگيتونو بكنيد .
ممنونم ![]()